گزیده ای از اخبار
نوشته شده در تاریخ ۰۷/بهمن/۱۳۹۳ - ۱۷:۰۷ و در حوزه های رسانه‌های دیگر - ۰ نظر
بازتاب شهادت فرزند عماد مغنیه در شبکه‌های اجتماعی:

نه"عماد" می میرد و نه "جهاد" تمام می‌شود !

خبرگزاری آنا: جهاد عماد مغنیه، فرزند فرمانده شهید حزب الله عماد مغنیه در یک حمله هوایی نیروهای رژیم اسرائیل در بلندی‌های جولان به شهادت رسید. این خبری بود که بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت.

به گزارش آنا، بعد از انتشار تصاویر دیدار هاشمی رفسنجانی با خانواده شهید عماد مغنیه، محمد مهدی رحیمی در گوگل پلاس به معرفی نوه‌های این شهید پرداخت و نوشت:

همه نوادگان حاج عماد

آن دو خواهر برادر، فرزندان فاطمه خانم تنها دختر حاج عماد هستند.

نوزادی که در آغوش آیت الله است هم، نامش عماد است فرزند مصطفی، پسر بزرگ حاج عماد. نوه هم نام پدربزرگ!

و جهاد پسر کوچک حاج عماد که هفته پیش به رضوان ملحق شد، نیز هم نام عموی شهیدش بود.

و این یعنی در این خاندان نه "عماد" می میرد و نه " جهاد" تمام می شود.

کاربری به نام "خانوم سادات" نیز نوشته است:

درباره شهید. جهاد مغنیه.
درباره شهید مغنیه...

قبل از تاسیس جنبش امل توسط امام موسی صدر و شهید دکتر چمران، شهید عماد مغنیه معروف به حاج رضوان شدیدا تحت تاثیر روحیات و شخصیت شهید چمران قرار گرفته و به ایران رفت و آمد می کرد و در سپاه آموزشهایی می دید. حاج رضوان بخشی از دوره های آموزشی مذکور را در پادگان آموزشی کرمان و تحت فرماندهی حاج قاسم سلیمانی فرمانده وقت سپاه کرمان، طی کرد.

به دنبال آشنایی عماد مغنیه با حاج قاسم سلیمانی، شهید عماد مغنیه از خواهر حاج قاسم خواستگاری و با وی ازدواج کرد. بعدها خواهر حاج قاسم سلیمانی در سوریه شهید شد.بعد از این اتفاق جهاد مغنیه بیشتر با دایی اش قاسم سلیمانی زندگی می‌کرد و پس از شهادت حاج رضوان در 86 به طور پیوسته همراه حاج قاسم سلیمانی بود. وی با اینکه بهترین موقعیت ها را برای یک زندگی بی دردسر داشت، و می‌توانست با کمال آرامش در تهران زندگی کند ...جان برکف و بی ادعا و گمنام در خطرناکترین موقعیت ها برای دفاع از میهنش و اسلام حضور داشت. غروب 28 دی93 در مرزهای سوریه توسط راکت بالگرد اسرائیلی به روح پاکش به لقاء الله پیوست و در جوار پدر و مادرشهیدش آرام گرفت.
روحش شاد

فاتحه مع الصلوه

"حاج عای

غزلی از زبان فاطمه مغنیه خواهر شهید جهاد مغنیه

فقط برای خداحافظی
.
و باد می زند آتش به دامن گلزار
به دست قوم یهود و شقی ترین اشرار
.
هنوز کرببلایی شدن پر از سِرّ است
وعشق می چکد از گوشه ی لبت ... انگار
.
بخند ... خنده ی گل دیدنیست... اما حیف
خزان به باغ رسیده ، چکیده اشک انار
.
پدر که رفت شدی شیر مرد حزب الله
جهاد ... آینه ای از عماد... و این تکرار

.
علی اکبر بابا و حاج رضوان ها
شدی فدایی زینب و حیدر کرار
.
برو... هوای پریدن تو را هوایی کرد
زمین بماند از آنِ هجوم آن کفتار
.
و کهکشان نگاهت کبوتری شده است
و کربلای تو جولان، شروع این دیدار
.
بمان که بوسه زنم بر پر شکسته ی تو
فقط برای خداحافظی... فقط یکبار
.
سلام فاطمه را هم ببر به سوی عماد
بگو که زینبی ام ... ایستاده ام سردار
.
جهاد مغنیه تکرار می شود - برخیز
الا برادر من ... ذوالفقار را بردار
.
خبر دهید به دشمن ، ادامه خواهد یافت
جهاد ، تا سحرِ دیدنِ رخِ آن یار
.
شاعر : نعیمه امامی

پست پلاسی زیر هم به کمپین رسانه‌ای در اینستاگرام اشاره دارد:

#من_هم_جهاد_مغنیه_هستم 
جمعی از دوستان فعال در حوزه مقاومت اسلامی حرکتی شروع کرده‌اند که نیاز به حمایت دارد

 

هر کس می‌تواند حمایتی کند
حتی در حد یک مرتبه شیر کردن این پست یا لینک آن حمایت کنید
http://instagram.com/jahadmoghnie1
دست به دست کنید برسد به دست اهلش

محمد مهدی بندرچی هم یادداشتی با عنوان "کشتن "جهاد" هنری برای اسرائیل نیست" در این شبکه اجتماعی منتشر کرده است:

شهادت جهاد مغنیه برای اسرائیل ستیزان جهان در رأس خبرها قرار گرفت. این خبر از آن روی مهم است که در این وضعیت stand by مبارزین و مشغول شدن آنان به قصه ی داعش یادمان می ماند که دشمن اصلی، اسرائیل است.

اینکه اسرائیل چه هدفی پشت این ورود به جولان دارد، خود بحثی دقیق و علمی می طلبد، اما سؤال اول این است:
«آیا اسرائیل باید از کشتن جهاد و یک سردار سپاه بر خود ببالد و به این ترور افتخار کند؟»

اسرائیل اگر جرأت می کرد و می پذیرفت کشتن نابغه ی امنیتی و نظامی حزب الله، یعنی عماد مغنیه به دست صهیونیزم صورت گرفته، می توانست بر خود ببالد که دشمنی بس خطرناک را از پیش پا برداشته است.

اما تاکنون در دنیا هیچ فرد یا گروه و دولتی نتوانسته آنقدر دلاوری به خرج دهد که بگوید قاتل عمادمغنیه است.
از روزی که دنیا فهمید یک مبارز لبنانی با هویتی شیعی وجود دارد که هم مقر نیروهای دریایی مارینز آمریکا را منفجر کرده و 241 کشته روی دست کاخ سفید گذاشته و هم 58 نظامی فرانسوی را در بقاع راهی گورستان نموده است، همه دریافتند باید زین پس شکاری تیزپا را جستجو نماید.
دوسال پس از این وقایع بود که بدون یافتن اثری از عماد مغنیه، ناگهان سر و کله ی این شَبَه در کابین هواپیمای (TWA  (Trans World Airlines آمریکا پیدا شد و پس از ربایش این هواپیما و تبادل سرنشینان با اسرای مقاومت، رونالد ریگان اعلام کرد:
«تعقیب عمادمغنیه اگر 100 سال هم به طول بیانجامد، آنرا ادامه خواهیم داد.»

نه فقط فرانسوی ها و آمریکایی ها، بلکه 42 سرویس امنیتی در جهان به دنبال مغنیه ای می گشتندکه بیست سال از روی زمین محو شده بود اما براحتی به ایران می آمد و به زبانی فارسی مانند یک زبان مادری سخن می گفت و به دیدار علما و زیارتگاه ها می رفت و در جلسات مشترک با دشمنانش به عنوان مترجم شرکت داشت.
سرانجام این شبه گریزپای، در 23بهمن یکسال پس از پیروزی حزب الله در نبرد 33 روزه، در دمشق به لقای محبوب خود رسید و سرنوشتی یافت که کمتر از آن برایش انتظار نمی رفت.

امروز شهادت فرزندش، جهاد مغنیه که به نام اولین عموی شهیدش اسم گذاری شده بود، نمی تواند برای اسرائیل مایه ی مباهات نظامی و اطلاعاتی باشد.

چه اینکه برخلاف شهید عماد که هیچ عکسی از او در دست نبود و حتی CIA متوهم شده و گفته بود او بارها عمل جراحی پلاستیک روی چهره اش انجام داده است، جهاد اما چهره ای بود که تمام دنیا به عنوان فرزند عماد نه فقط او را شناسایی کرده بودند بلکه وی را جزو چهره های مشهور و Celebrity در لبنان و ایران محسوب می کردند.

به همین خاطر است که اسرائیل می گوید او از فرماندهان حزب الله بود و اینقدر نگرانی خود را از انتقام های احتمالی مقاومت ابراز می دارد. تل آویو می خواهد بگوید شق القمر کرده است.

هر شهیدی اگرچه به وصال معبود می رسد و به موالیان خود اقتدا می کند اما انتقام خون او برای هر شیعه ای بلکه هر آزاده ای یک حق است.

اسرائیل گرگی است که کشتن را بخودی خود دوست دارد اگرچه نفعی چندان عایدش نشود. چه لقمه ای بزرگ و پدیده ی امنیتی پیچیده ای مانند عماد باشد چه رزمنده ای آشکار و مشهور مانند جهاد که هنوز فصل نبوغ او در شکوفه باقی مانده و میوه نداده باشد.

این ما هستیم که باید از شهادت عزیزانمان بهره برداری کنیم و خون همیشه جوشان فرزندان امیر خیبر شکن را برای مبارزه با دشمن اصلی بشریت یعنی اسرائیل، به مثابه بیرقی افراشته برای جهاد به اهتزار در آوریم.

انتهای پیام/