گزیده ای از اخبار
نوشته شده در تاریخ ۰۶/بهمن/۱۳۹۳ - ۱۷:۰۶ و در حوزه های رسانه‌های دیگر - ۰ نظر
حرف‌ و حدیث‌هایی پس از نتیجه یک بازی ورزشی،

وقتی در سیاست و اقتصاد خبر خوشی نداریم، شکست در ورزش هم می‌شود ناامیدی ملی !

خبرگزاری آنا: پس از این که کنفدراسیون فوتبال آسیا، اعتراض ایران درباره‌ تغییر نتیجه بازی تیم‌های ملی ایران و عراق به خاطر دوپینگی بودن یکی از بازیکنان حریف را رد کرد، تحلیل‌های متعددی درباره شکست ایران در فضای مجازی منتشر شده است.

به گزارش آنا،‌ در همین حال احسان محمدی، یادداشت‌نویس ورزشی در  فیس بوک نوشت :‌

خدا را شکر که به غیر از "بن ویلیامز" داور بازی، بهانه دیگری هم برای توجیه شکست مان پیدا کردیم. AFC حق ما را نداد! آنها هم نمی خواستند پرچم ما آریایی ها در استرالیا به اهتزار در بیاید! دلشان خون است از اینکه 8 آذر حال استرالیا را گرفتیم. آره همینه!

از اول هم این همه امیدوار کردن مردم شوخی زشتی بود. برخی جوری حرف می زدند که انگار همه چیز تمام است. ما رفته ایم دور بعد. خُب کره را شکست می دهیم و در فینال هم دیگر نوبت ماست قهرمان شویم! مگر می شود به همین راحتی حق پخش تلویزیونی، سیستم بلیط فروشی، استقرار تیم ها و تمرینات و ... بازی ها را به هم زد؟ مگر ما چقدر قدرت لابی در آسیا داریم که تمام تورنمنت را واژگون می کردیم؟ ما که امروز شیفته عدالت شده ایم و آن را از AfC می خواهیم فراموش کرده ایم مهرداد پولادی و سروش رفیعی را ناعادلانه و برخلاف قوانین رسمی کشور به مسابقات فرستادیم؟

گله ای از خوش باوری عمومی ندارم. وقتی در سیاست و اقتصاد خبر خوشی نباشد بار همه اینها روی دوش ورزش ( فوتبال) می افتد. پیروزی اش می شود سر به آسمان سائیدن، شکست اش می شود نومیدی ملی برای مردمی که دلخوشی ندارند!

اما دوستان مطبوعاتی و ورزشی نویس من چرا به این بهانه ها این همه دامن می زنند؟ خبررسانی با توهم آفرینی فرق دارد. با ایجاد موج روانی فرق دارد.این دو ماجرا سایه غلیطی روی همه چیز انداخت. چرا کسی تیم ملی را نقد فنی نمی کند که در طول 390 دقیقه بازی یکبار از عمق دفاع حریف نفوذ نکردیم؟ خلعتبری یکی از بهترین بازیکنان لیگ را در تهران گذاشتیم تا مسعود شجاعی مثل همیشه بدترین کیفیت ممکن را به نمایش بگذارد. یعنی این تیم هیچ مشکل فنی نداشت؟ یعنی ما مسلط و قاطع و با برنامه بودیم برای همه دقایق؟ یعنی عراق، آلمان بود که وقتی 10 نفره شدیم باید دیگر شکست می خوردیم ولاغیر؟! چطور تیم ده نفره مان در دقیقه 110 و 118 می توانند حمله کند و و نتیجه را عوض کند اما از دقیقه 43 تا 90 زیر توپ می زنند؟ خداوکیلی این هم جزو تاکتیک و برنامه ریزی و آنالیز فنی بود؟ من نمی دانم. واقعاً نمی دانم اما کسی بداند و بگوید جویده نمی شود؟

کی روش خوب است. من هم دوستش دارم. موفق است. با فرگوسن فالوده می خورده، احتمالاً مثل فیروز کریمی کریستین رونالدو را هم تنبیه می کرده و دور زمین می دوانده. دوست داشتنی است. به تیم ملی تعصب دارد یا دست کم خوب وانمود می کند که تعصب دارد. اما آیا همه حرف های درخشان و قلعه نوئی و ذوالفقارنسب مزخرف است؟ کی روش الان مثل پادشاه قصه هانس کریستین اندرسون است که برهنه توی خیابان آمده بود و می گفتند لباس ابریشمی تنش است!! هر کس هر حرف بزند متهم می شود به نفهمی. به بلاهت. به کج فهمی. قسم می خورم خود کی روش در خلوت اش به عملکرد خودش و تیمش دهها ایراد فنی می گیرد. طبیعی است. چون انسان است اما اینجا همه باید بگوئیم چه لباس ابریشمی زیبایی تن تیم ملی بود! هر کس بگوید نبود می شود نوچه قلعه نوئی. رد دستش را در خون شهلا جاهد پیدا می کنند، لابد به درخشان سرویس می داده!
کی می خواهیم دست از این سیاه و سفید دیدن مطلق برداریم؟ برانکو یادتان نیست؟ بلاژویچ؟ علی دایی؟ قلعه نوئی و حتی همایون شاهرخی.... هرکدام حواریون خودشان را داشتند و البته آدم هایی که حاضر بودند کمربند انتحاری ببندند و آنها را منفجر کنند و لابد اینطور فوتبال ما قهرمان جهان می شد!

حالت تهوع پیدا می کنم از این همه بت پرستی. کی روش پرستی. قلعه نوئی پرستی. به همان اندازه که بن ویلیامز در شکست ما مقصر بود بخشی از ما رسانه ای ها هم مقصر بودیم. هستیم. ما که آنقدر فاجعه بار و رقت انگیزیم که ملت حتی روزنامه هایمان را نمی خرند که شب عید شیشه با آن پاک کنند. باور کنید بخشی از قهر مردم با مطبوعات برمی گردد به کیفیت ما. به رفتار ما. به استعداد ما در نردبان شدن. به فضای کاذب ساختن. به وعده های بیهوده دادن. به مجسمه ساختن از بازیکنانی که دو ماه بعد باورشان می شود زین الدین زیدان هستند و در ایران کسی قدرشان را نمی داند. باور کنیم همه اش تقصیر احمدی نژاد نیست.

می فهمیم اینطور امیدوار کردن مردم با تیترهای پرشور و وعده های بیهوده چه ضربه ای به آنها می زند وقتی هیچکدام عملی نمی شود؟ خیلی ها با امیدواری خوابیدند و حالا مایوس هستند، نومید. دلمُرده. دلشان به اقتصاد درخشان کشور خوش باشد؟ به نمایندگان غرور آفرین مجلس؟ به هوای پاکیزه شهرها؟ به امنیت فوق العاده خیابان ها؟ ... ما حق نداریم این همه با احساسات مردم بازی کنیم بعد آرام خودمان را کنار بکشیم، رویمان را آنطرف بکنیم و سوت بزنیم.

من می ترسم از این حجم امیدوار کردن و ناامید شدن. از این بی اعتمادی که مردم اسمش را می گذارند" بامبول بازی"، " ما رو سرکیسه می کنن خودشون سرشون تو یه توبره است و اون پُشت مُشتا به ریش ما می خندن"، " می خوان شکستشون رو ماست مالی کنن"! اینطور می شود که در دراز مدت دیگر به هیچ اتفاقی واکنش نشان نمی دهند، نه به اسیدپاشی نه تجاوز دسته جمعی، نه پرپر شدن جوان ها کف خیابان و نه اختلاس های چند هزار میلیاردی!

این همه رویا به خورد این ملت ندهیم، آنها به اندازه کافی سوءتغذیه دارند.

* دوستان ورزشی نویس من! آزاد هستید هر فحشی بدهید. مطمئن باشید هیچکدام را حذف نمی کنم.

به گزارش آنا، ذیل این یادداشت، نظرات متعددی از سوی کاربران نگاشته شده است که برخی از آنها را می‌خوانید:

سیامک قاسمی: تو رو خدا تو بنویس احسان ! این حجم از توهم و سطحى نگرى از روشنفکران ورزشى ایران واقعا تاسف آور هست.

علی عالی: حرفات درسته ولی احقاق حق هم یک بخش از کاره. بحث عوامفریبی نبود وگرنه خودم پیشقدم مبارزه میشدم. موضوع ساده بود. از چند کارشناس این حوزه هم سئوال کردم. مشکل ما ضعف دیپلماسی بود.

احسان امیری: امان از دست این کیروش پرستان...شورشو درآوردن

احسان محمدی: علی عالی رفیق! احقاق حق موافقم اما وعده دادن و مردم را تا این حد امیدوار کردن ترسناکه. آدم تشنه حتی سراب رو آب می بینه. کتاب رو کباب می خونه. ما حق نداریم اینطور با روح مردم بازی کنیم. سری به سایت ها ور زونامه ها بزن. وحشتناکه این همه جوسازی. امشب عمری بود تو میدان میگم این حرفا رو.

علی عالی: امید به رای بوده. اما تحلیل این مردم کار ساده ای نیست. سرگرمی دیگه ای وجود نداره. اما جنون کلیک خوری دوستات، سیری ناپذیره. بجای اطلاعات درست، شایعه پراکنی می کنند. آدم های کوچک رسانه ای که ٤٠٠ تا تریلی هم نمیتونه اسمشون رو بکشه...

احسان محمدی: علی عالی مرسی. همین رو می خواستم بگم.

علی رنجبران: سوای بحث کیروش و دیگر رفقا به استناد نوشته خودتان سوالی دارم:یعنی شما تایید می کنید که برای گرفتن حق باید لابی داشته باشیم و قبلش با نوشتن این که از اول هم شوخی زشتی بود بر درستی روش موجود صحه می گذارید؟ یعنی شما می گویئد اگر در اقتصاد و سیاست ودیگر عرصه ها حرفی برای زدن نداریم باید حقمان در ورزش خورده شود؟ یعنی شما طرفدار سیستم لابی گری هستید چون واقعیتی رایج در جهان است؟
«از اول هم شوخی زشتی بود. مگر می شود به همین راحتی حق پخش تلویزیونی، سیستم بلیط فروشی، استقرار تیم ها و تمرینات و ... بازی ها را به هم زد؟ مگر ما چقدر قدرت لابی در آسیا داریم که تمام تورنمنت را واژگون می کردیم؟»

سامان بدر:  اینکه میگویین هیچ شانسی نبوده خب غلطه...از ساعت 4صبح تا 11 تشکیل جلسه دادند....ولی ما هنوز از جزییات اینکه چرا قبول نکردند بی خبریم

احسان محمدی: علی رنجبران شما وقتی فشنگ ندارید حق هم ندارید مردم را بفرستید خط مقدم که با دشمن بجنگند و تازه به آنها بگوئید پیروز می شوید و به دشمن غلبه می کنید. لابی بخشی از هر رفتار سیاسی - اجتماعی است. ما حتی سر صف نانوایی هم با نانوا سلام و علیک گرم می کنیم تا کنجد بیشتری روی نان بریزد. ... حرف من این است: رویا به خورد مردم ندهیم. این مردم اندازه کافی دچار سوتغذیه هستند.

کیوا آقاجری: انتقاد به کی روش صحیح. ولی مربی وطنی درست حسابی هم نداریم. در کل از این فوتبال بیمار انتظار بیش از این نمیشه داشت.
احسان محمدی: بحث مذاکره یکطرفه سامان. بحث این همه امیدوار کردن مردم یکطرف دیگر. ما در تیتر زدن وقتی می نویسیم" لهش کن" وقتی می نویسیم" جنگ جنگ تا پیروزی" هیچ راه برگشتی نمی گذاریم. باید بپذیریم ممکن است نشود! به همین دلیل ساده نباید این همه توهم سازی و امیدآفرینی کاذب کنیم. حرف من همینه
سامان بدر: از این منظر حرف شما درسته .من خودم هم دیروز پستی گذاشتم که به این فدراسیون امیدی نیست و اصلا شک کردم که نامه دوپینگ بازیکن رو ارسال کرده و الان عرق ملیش گل کرده

احسان محمدی: سامان بدردور از هم فکر نمی کنیم، دیپلماسی ورزشی بخشی از ورزشه. مثل سیاست خارجی. با تخم گندیده با قهر کردن با زدن زیر میز چیزی درست نمیشه

سامان بدر: این همه خبرنگار ایرانی اونجاست یکی نمیره صحت و ماجرا رو بشکافه...والا ما از خیلی ها اون ها با خبتر بودیم....دیگه گذشت اون دوران که روزنامه نگاران برای به دست آوردن حقیقت به کارهای جیمزباندی رو می آوردند

حمید نا:‌صد در صد موافق انتقاد فنی از کیروش توسط کارشناسان هستم ولی ..هایی مثه درخشان و قلعه نویی و...  با باندهای  مافیایی و رسانه ای  و فرهنگ .. اصلا در حدی نیستند که به کیروش ایراد بگیرند با اون کارنامه سیاه ! 

حوری کلانتری: اگر امر شود که مست گیرن در شهر هرچه آن هست گیرن!!!

وحید نمازی: آدم رو ... بگیره ، جو نگیره! / دلگیرم احسان از این مردم فریبهای بی ریشه/بی خیال

احسان محمدی: وحید محمدی  دیشب هم دیدم تو گفتی نمیشه. من می ترسم از این همه تکرار امیدوار کردن و ناامید شدن مردم. همین میشه که عین قصه چوپان دروغگو دیگه به هیچ چیزی واکنش نشون نمیدن. نه به قتل نه به تجاوز دسته جمعی نه به اسیدپاشی

علی رنجبران: برای این که سوء تفاهم نشود من ابدا طرفدار کیروش یا فدراسیون فوتبال ایران نیستم و با بخش هایی از حرفتان در باره اینکه ما به جبران شکست در باقی قضایا غرور از دست رفته مان را در این جا جستجو میکنیم، موافقم. اما می گویم این یک قائده کلی نیست ونمی شود هر رف...دیدن بیشتر

مازیار احمدی نژاد:‌ احسان عزیز ، کمی عصبانی بودی ولی حرف هایت همه درست است. آن چه من را به این وا می دارد که بیایم به حرف های امثال درخشان و ... وقعی نگذارم و چیزی که می‌گویند را بی‌اهمیت بشمارم این است که امثال حضرات آقایان از حب علی نیست که سخن می گویند. بلکه از بغض معاویه است. از طرف دیگر این هم انصاف نیست که بیاییم بدون تدارکات و برنامه ریزی درست و با این لیگ معیوب و بی کیفیت (چه نرم افزاری و چه سخت افزاری) انتظار داشته باشیم کیروش تیمی را با برنامه های تهاجمی متعدد وارد زمین کند.او تیمش را با امکانات موجود خودش به زمین می فرستد و نه با توهم و خیال.

احسان محمدی:علی رنجبران اختلاف نظر داریم اما از حرف هایت یاد گرفتم. سربلند باشی

احسان محمدی:‌ مازیار احمدی نژاد مرسی رفیق. کمی نه! خیلی عصبانیم! برای وحید هم نوشتم من می ترسم از این همه تکرار امیدوار کردن و ناامید شدن مردم. همین میشه که عین قصه چوپان دروغگو دیگه به هیچ چیزی واکنش نشون نمیدن. نه به قتل نه به تجاوز دسته جمعی نه به اسیدپا شی
ارسلان سلیمانیان:  من نه با نتایج تیم کاری دارم و نه با کیفیت کارهای درون زمین و بیرون زمین مون. ولی من در ذهنم یک سوال دارم؛ خداوکیلی اگر آقای فرکی یا قلعه نوعی یا استیلی یا حسن یا نقی یا تقی همین نتایج رو میگرفت خداوکیلی ری اکشن همین فضای مجازی چی بود؟!

مازیار احمدی نژاد: جناب آقای سلیمانیان شما مطمئن باشید حضراتی که نام بردید اصلا این نتایج را نمی گرفتند. احتمالا با افتضاحی بزرگ در همان مرحله اول حذف می شدند.

ارسلان سلیمانیان: جناب احمدی نژاد عزیز! در اینکه کلاس کاری آقای کیروش با حضرات مذکور تومنی سنار توفیر داره تردیدی نیست ولی فکر نکنم این مملکت اونقدر هم ذلیل شده باشه که یه خاک فوتبال خورده این مملکت پیدا نشه دو تا برد از قطر و امارات بگیره! فراموش نکنید اگر آقای کی روش از عراق در ضربات پنالتی حذف شد، آقای قلعه نوعی در همین ضربات از کره جنوبی حذف شد!!

مازیار احمدی نژاد:  بله ، از نظر آماری درست می فرمایید جناب سلیمانیان ، در همین مرحله بود. ولی به تیم جوان و بی تجربه کره باختیم و با آن همه بازیکن و ستاره که در تیم ما بودند. من واقعا نمی دانم این مقایسه شما درست است؟

علی انصاری: حقیقت همیشه تلخ است، من هرچی بررسی کردم معجزه ای ندیدم که آقای کی رش اینهمه سینه چاک داره ! البته با احسان عزیز موافقم
 

شهاب الدین موسوی شاعر: ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺏ و ﺑﺎ ﺩﺭﻙ ﺻﺤﻴﺢ ﺍﺯ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺮﺻﻪ ﻭﺭﺯﺵ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﻠﻜﻪ ﻓﻬﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻱ . ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺑﻪ ﻛﻨﺎﺭﻯنوﻧﻮﺷﺘﻦ ﻛﺰﺍﺭﺵ ﻭﺭﺯﺷﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺑﻰ و ﻟﺬﺕ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ ﻳﻜﻂﺮﻑ . ﺍﻓﺮﻳﻦ

بهنام صادقی: البته که ما با کیروش پرستی مخالفیم ولی آب از چشمه گل آلوده،کیروش یا هر مربی اجنبی و غیر اجنبی دیگه هم بود نتیجه ای بهتر از این نمی گرفتیم،تیمی که بازی تدارکاتی نداشته،آماده سازیش درست نبوده،لیگ بدرد بخوری نداره،واقعا اصلا چرا امید داشتیم؟؟

بهنام صادقی: مشکل از راس هرم فوتبال است.فقط و فقط جناب آقای کفاشیان...برانکو که دستیار بلازویچ بود وقتی به یک مدیر کارامد رسید به مربی تبدیل شد که ایران رو برد جام جهانی ،رنکینگ ایران به 18 رسید و...مشکل از مدیریت فوتباله ...

کامبیز خیراندیش: احسان عزیز کمی عصبانی هستی حق داری.ما هم عصبانی هستیم ازین سیاه و سفید ...! در یک سیستم بیمار مردم فرد محور میشن، نه برنامه محور.یک روز فرد میشه اسطوره روز دیگه کابوس.بیشتر این آدمایی که اسم بردی پرورده ی همین سیستم هستن.اونا خوب میدونن که چطور باید با برگشون (سیستم بیمار) بازی کنن تا همیشه حضور داشته باشن.

مهدی حضرتی: خدایى لذت برددددددددم,تنهادلخوشى درایران ورزشه که اونم به بادتمسخر و سرکارگذاشتن مردم میگذارن,این فوتبال خودفرگوسن و گواردیولاهم بیاید درست بشوو نیس,ریشش کثیف شده,فاسدشده,

 انتهای پیام/